سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )
174
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )
عبارات و سخنان حسن ( ع ) با اختلاف كمى ، همانهايى هستند كه از دينورى در فوق نقل شد . پس از استماع سخنان حسن ( ع ) ، عدهاى از لشكريانش بر او حملهور شده ، چادرش را چپاول كرده و لباسش را پاره پاره كردند . اين شرح ، بر خلاف چهار مأخذ فوق دليل تصميم حضرت حسن ( ع ) را به ايراد سخنرانى در آن لحظه مخصوص در مدائن نمىدهد و بنابراين آن را با قدرى ابهام همراه مىسازد . اين مرجع نيز داراى تناقضات جدّى است كه در نتيجه سؤالات حل نشده و بدون پاسخى را به همراه دارد . براى نمونهء آنچنان كه قبل از اين از ابو الفرج نقل شده ، ممكن است اين سؤال مطرح شود كه چرا حسن ( ع ) مردم را به منظور جنگ عليه معاويه تشجيع كرد و سخنرانى نموده از آنها خواست تا به ارتش ملحق شوند ؟ و چرا سراسر راه را از كوفه تا مدائن با همه تداركات لازم جنگى طى مىكند و در عين حال ، ناگهان تغيير عقيده داده و در مدائن اعلام صلح مىكند ؟ از اينرو ، بايد يكى از چهار شرح پيشين را كه محتملترين آن شرح دينورى است ، پذيرفت : كه سخنان حسن ( ع ) و اعلام استعفاى او از مقام خلافت ، با موضع خائنانهء مردم عراق و با استفاده موفقيّتآميز جاسوسى و سياستبازى معاويه به انجام رسيد . حسن ( ع ) ، پس از مشاهده چنين رفتارى از لشكريان ، با ياس و قلبى شكسته اقامت در اردوى نظامى را غير ممكن يافت ، بر اسب سوار شد ، و درحالىكه با دستياران نزديك و پيروان مؤمن خود محافظت مىشد ، راهى كاخ ابيض مدائن ، كه اقامت حاكمش بود ، گرديد . دقيقا قبل از ورود به كاخ بود كه الجراح بن سنان الاسدى ، يكى از خوارج سرسخت ، ترتيب حمله به او را داده و ران او را با خنجر مجروح ساخته و فرياد بر مىآورد كه : « تو مانند پدرت ، كه از قبل از تو كافر شد ، كافر شدهاى . » ( 49 ) الجراح به عقب رانده شد و بقتل رسيد . حسن ( ع ) درحالىكه دچار خونريزى زياد شده بود ، به كاخ ابيض حمل شد و در آنجا تحت مراقبت سعد بن مسعود الثقفى قرار گرفت . خبر حمله به امام حسن ( ع ) ، كه توسط معاويه منتشر شده بود ، به زودى جريان وسيعى به خود گرفت . اين موضوع لشكريان مأيوس حسن ( ع ) را بيش از پيش دلسرد كرد و به فرار دستهجمعى از ارتش او منجر شد . ( 50 )